در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پارچه ضخیم کتان با سطح نرم شبیه جیر؛ همچنین نوعی چسب زخم.
A heavy cotton fabric with a soft, suede-like finish; also a type of adhesive bandage.
«او شلواری از پارچه مولسکین پوشید.»
“He wore pants made of moleskin.”
«زخم با چسب مولسکین پوشانده شد.»
“The wound was covered with a moleskin bandage.”