mole

/moʊl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): moles

اسم — کورموش

کورموشخال (حیوان)

پستانداری کوچک و نقب‌زن با خز مخملی تیره، چشمان بسیار ریز و پوزه دراز.

A small, burrowing mammal with dark velvety fur, very small eyes, and a long snout.

«یک کورموش تونلی زیر باغ حفر کرد.»

A mole dug a tunnel under the garden.

«او امروز صبح یک تپه کورموش در حیاط دید.»

He saw a molehill in the yard this morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rodentجونده

روزمره. دسته‌ای گسترده‌تر است، همه کورموش‌ها جونده نیستند (مثلاً حشره‌خوارها، جوجه‌تیغی‌ها). 'یک جونده سیم‌ها را جوید' برای بسیاری از پستانداران کوچک درست است، اما 'کورموش نوعی جونده است' از نظر فنی اشتباه است، زیرا کورموش‌ها حشره‌خوارند.

Everyday. Broader category, not all moles are rodents (e.g., shrews, hedgehogs). 'A rodent chewed through the wires' works for many small mammals, but 'A mole is a type of rodent' is technically incorrect, as moles are insectivores.

shrewموش‌کور

روزمره. پستاندار کوچک حشره‌خوار دیگری است که اغلب با کورموش اشتباه گرفته می‌شود اما معمولاً کوچک‌تر و پوزه نوک‌تیزتری دارد. 'حشره‌خواران نیز در باغ‌ها نقب می‌زنند' درست است، اما حشره‌خواران معمولاً تپه‌های کورموش ایجاد نمی‌کنند.

Everyday. Another small, insectivorous mammal, often confused with a mole but usually smaller and with a more pointed snout. 'Shrews also burrow in gardens' works, but shrews typically don't create molehills.

2noun (اسم)commonplural (جمع): moles

اسم — خال پوستی

خال پوستی

یک نقطه یا علامت کوچک و تیره روی پوست.

A small, dark spot or mark on the skin.

«او یک خال کوچک روی گونه چپ خود دارد.»

She has a small mole on her left cheek.

«باید آن خال را توسط پزشک معاینه کنید.»

You should get that mole checked by a doctor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nevusنِووس (پزشکی)

فنی/پزشکی. اصطلاح پزشکی برای خال یا لکه مادرزادی. در بافت‌های بالینی استفاده می‌شود. 'متخصص پوست نووس را معاینه کرد' درست است، اما 'او یک نووس روی گونه‌اش داشت' در مکالمات روزمره کمتر از 'mole' رایج است.

Technical/Medical. The medical term for a mole or birthmark. Used in clinical contexts. 'The dermatologist examined the nevus' works, but 'She had a nevus on her cheek' is less common in everyday conversation than 'mole'.

3noun (اسم)commonplural (جمع): moles

اسم — جاسوس نفوذی

جاسوس نفوذیمأمور نفوذی

یک جاسوس که به سازمانی نفوذ کرده و از درون برای کشور یا سازمان دشمن کار می‌کند.

A spy who has infiltrated an organization and works from within for an enemy country or organization.

«آژانس یک مأمور نفوذی در میان خود کشف کرد.»

The agency discovered a mole in their ranks.

«او مظنون به جاسوسی برای دشمن بود.»

He was suspected of being a mole for the enemy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spyجاسوس

روزمره. اصطلاحی گسترده‌تر برای کسی که به طور مخفیانه اطلاعات جمع‌آوری می‌کند. 'mole' نوعی جاسوس است، به ویژه جاسوسی که برای مدت طولانی نفوذ کرده است. 'او در حال جاسوسی دستگیر شد' درست است، اما 'او یک مأمور نفوذی طولانی‌مدت در آژانس بود' بر نفوذ عمیق‌تر تأکید دارد.

Everyday. Broader term for someone who secretly gathers information. A 'mole' is a type of spy, specifically one embedded long-term. 'He was caught working as a spy' works, but 'He was a long-term mole in the agency' emphasizes deeper infiltration.

متضادها
4noun (اسم)technicalplural (جمع): moles

اسم — مول (شیمی)

مول (شیمی)

واحد SI مقدار ماده، برابر با تعداد اتم‌ها در دقیقاً ۱۲ گرم کربن-۱۲.

The SI unit of amount of substance, equal to the number of atoms in exactly 12 grams of carbon-12.

«یک مول آب تقریباً ۱۸ گرم وزن دارد.»

One mole of water weighs approximately 18 grams.

«در شیمی، مول یک واحد اساسی است.»

In chemistry, the mole is a fundamental unit.

5noun (اسم)commonplural (جمع): moles

اسم — موج‌شکن

موج‌شکناسکله سنگی

یک موج‌شکن یا اسکله بزرگ و سنگین.

A large, heavy breakwater or pier.

«کشتی‌ها با خیال راحت پشت موج‌شکن عظیم پهلو گرفتند.»

The ships docked safely behind the massive mole.

«یک موج‌شکن طولانی به دریا کشیده شده و از بندر محافظت می‌کند.»

A long mole extends into the sea, protecting the port.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pierاسکله

روزمره. سازه‌ای که به داخل آب ساخته شده است، اغلب برای پهلوگیری قایق‌ها یا تفریح. 'Mole' به سازه‌ای عظیم‌تر، اغلب سنگی، برای محافظت اشاره دارد. 'اسکله برای ماهیگیری محبوب بود' درست است، اما 'موج‌شکن بندر را از طوفان‌ها محافظت می‌کرد' به سازه‌ای محکم‌تر اشاره دارد.

Everyday. A structure built out into the water, often for mooring boats or for recreation. 'Mole' implies a more massive, often stone structure, for protection. 'The pier was popular for fishing' works, but 'The mole protected the harbor from storms' suggests a more robust structure.

breakwaterموج‌شکن

روزمره. سدی که در دریا ساخته شده تا سواحل یا بندر را از نیروی امواج محافظت کند. 'Breakwater' به طور خاص وظیفه حفاظتی آن را تعریف می‌کند. 'موج‌شکن امواج را کاهش داد' درست است، و 'mole به عنوان موج‌شکن عمل می‌کرد' نیز درست است.

Everyday. A barrier built out into the sea to protect a coast or harbor from the force of waves. 'Breakwater' specifically defines its protective function. 'The breakwater reduced the waves' works, and 'The mole served as a breakwater' also works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000