در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پستاندار کوچک شبیه موش که حشرهخوار است و پوزه باریک دارد.
A small mouse-like insectivorous mammal with a pointed snout.
«موش حشرهخوار به سرعت از میان علفها عبور کرد.»
“The shrew darted quickly through the grass.”
«موشهای حشرهخوار به ندرت توسط مردم دیده میشوند.»
“Shrews are rarely seen by people.”
اصطلاح کلی برای حیواناتی که عمدتا حشره میخورند.
General term for animals that mainly eat insects.