در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکهای بسیار کوچک که از چیزی پاره یا بریده شده باشد
A very small piece torn or cut from something.
«او قطعات کوچکی از کاغذ را روی زمین پیدا کرد.»
“He found shreds of paper on the floor.”
«فقط یک تکه کوچک از مدارک باقی مانده بود.»
“Only a shred of evidence was left.”
رایج. قسمت کوچک شکسته، معنی مشابه.
Common. Small broken part, similar meaning.
پاره کردن یا بریدن به قطعات کوچک
To tear or cut into small pieces.
«او مدارک قدیمی را خرد کرد.»
“She shredded the old documents.”
«لطفاً مدارک محرمانه را پاره کن.»
“Please shred the confidential papers.”