shred

/ʃrɛd/
1noun (اسم)commonplural (جمع): shreds

اسم — خردۀ کوچک

خردۀ کوچکتکه کوچک

تکه‌ای بسیار کوچک که از چیزی پاره یا بریده شده باشد

A very small piece torn or cut from something.

«او قطعات کوچکی از کاغذ را روی زمین پیدا کرد.»

He found shreds of paper on the floor.

«فقط یک تکه کوچک از مدارک باقی مانده بود.»

Only a shred of evidence was left.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fragmentقطعه

رایج. قسمت کوچک شکسته، معنی مشابه.

Common. Small broken part, similar meaning.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): shreddedpast participle (مفعولی): shredded-ing (حال): shredding3rd (سوم): shreds

فعل — پاره کردن

پاره کردنخردکردن

پاره کردن یا بریدن به قطعات کوچک

To tear or cut into small pieces.

«او مدارک قدیمی را خرد کرد.»

She shredded the old documents.

«لطفاً مدارک محرمانه را پاره کن.»

Please shred the confidential papers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tearپاره کردن

رایج. به معنای دریدن یا بریدن، مشابه.

Common. To rip or cut, similar in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000