spy

/spaɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): spies

اسم — جاسوس

جاسوس

فردی که به طور مخفیانه اطلاعات درباره دیگران، به ویژه دولت‌ها یا سازمان‌ها جمع‌آوری می‌کند.

A person who secretly collects information about others, especially governments or organizations.

«او در حین فعالیت به عنوان جاسوس برای یک کشور خارجی دستگیر شد.»

He was caught working as a spy for a foreign country.

«جاسوس اطلاعات مهم نظامی جمع‌آوری کرد.»

The spy gathered important military secrets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agentمامور

رایج/رسمی. معمولا به جاسوس‌ها اشاره دارد ولی ممکن است معانی وسیع‌تری داشته باشد.

Common/formal. Often refers to spies, but agent can have broader meanings.

informantخبرچین

رایج. کسی که اطلاعات مخفی می‌دهد، معمولا غیررسمی‌تر از جاسوس است.

Common. Someone who provides secret information, often less formal or less official than a spy.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): spiedpast participle (مفعولی): spied-ing (حال): spying3rd (سوم): spies

فعل — جاسوسی کردن

جاسوسی کردنزیر نظر گرفتن

به طور مخفیانه کسی یا چیزی را زیر نظر داشتن یا جمع‌آوری اطلاعات کردن.

To secretly watch or collect information about someone or something.

«آن‌ها تحرکات دشمن را جاسوسی کردند.»

They spied on the enemy's movements.

«اتهام جاسوسی برای کشور دیگر به او وارد شد.»

He was accused of spying for another country.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eavesdropگوش دادن مخفیانه

رایج. معمولا به شنیدن مخفیانه اشاره دارد و کمتر فعالانه از spy است.

Common. Usually passive listening, less active than spying.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000