در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که به طور مخفیانه اطلاعات درباره دیگران، به ویژه دولتها یا سازمانها جمعآوری میکند.
A person who secretly collects information about others, especially governments or organizations.
«او در حین فعالیت به عنوان جاسوس برای یک کشور خارجی دستگیر شد.»
“He was caught working as a spy for a foreign country.”
«جاسوس اطلاعات مهم نظامی جمعآوری کرد.»
“The spy gathered important military secrets.”
رایج/رسمی. معمولا به جاسوسها اشاره دارد ولی ممکن است معانی وسیعتری داشته باشد.
Common/formal. Often refers to spies, but agent can have broader meanings.
رایج. کسی که اطلاعات مخفی میدهد، معمولا غیررسمیتر از جاسوس است.
Common. Someone who provides secret information, often less formal or less official than a spy.
به طور مخفیانه کسی یا چیزی را زیر نظر داشتن یا جمعآوری اطلاعات کردن.
To secretly watch or collect information about someone or something.
«آنها تحرکات دشمن را جاسوسی کردند.»
“They spied on the enemy's movements.”
«اتهام جاسوسی برای کشور دیگر به او وارد شد.»
“He was accused of spying for another country.”
رایج. معمولا به شنیدن مخفیانه اشاره دارد و کمتر فعالانه از spy است.
Common. Usually passive listening, less active than spying.