sputter

sput·ter/ˈspʌtər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sputteredpast participle (مفعولی): sputtered-ing (حال): sputtering3rd (سوم): sputters

فعل — تق و تاب کردن

تق و تاب کردنتق تق کردن

ایجاد صداهای کوتاه و انفجاری به ندرت، معمولاً به دلیل نقص یا هیجان.

To make a series of soft explosive sounds, often due to malfunction or excitement.

«موتور قبل از توقف تق تق کرد.»

The engine sputtered before it stopped.

«او از خشم تند تند حرف می‌زد.»

She sputtered with anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splutterتق تق کردن

رایج. معنی مشابه، در انگلیسی بریتانیایی تا حدودی قابل تعویض است.

Common. Similar meaning, sometimes interchangeable especially in British English.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): sputters

اسم — تق تق

تق تقصدای انفجاری کوتاه

زمینه‌ای از صداهای کوتاه انفجاری، معمولاً از موتور یا آتش.

A series of short explosive sounds, often from an engine or fire.

«صدای تق تق آتش ما را گرم نگه داشت.»

The sputter of the fire kept us warm.

«قبل از خاموش شدن موتور، صدای تق تق شنیده شد.»

There was a sputter before the engine died.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000