اسم — کفشپاشنهدار اسبسواری
ابزاری فلزی که روی پاشنه کفش نصب میشود و برای تحریک اسب استفاده میشود.
Metal tools worn on heels to urge a horse forward.
«او در مسابقه ردو از کفشپاشنهدار استفاده کرد.»
“He wore spurs during the rodeo.”
«چوپان هنگام راه رفتن کفشپاشنهدارش را به صدا درآورد.»
“The cowboy clicked his spurs as he walked.”
تفاوت با واژههای مشابه
اصطلاح تخصصی برای قسمت چرخان اسپرسها.
Specialized term for the rotating wheel part on spurs.
فعل — تشویق کردن
تشویق یا تحریک به انجام کاری.
To encourage or stimulate into action.
«سخنرانی مربی تیم را به سوی پیروزی تحریک کرد.»
“The coach's speech spurred the team to victory.”
«عوامل اقتصادی سال گذشته رشد را تحریک کردند.»
“Economic factors spurred growth last year.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. برای تشویق به انجام کارها به صورت کلی استفاده میشود.
Common. Used broadly for motivating actions in various contexts.