spurn

/spɜːrn/
verb (فعل)formalpast (گذشته): spurnedpast participle (مفعولی): spurned-ing (حال): spurning3rd (سوم): spurns

فعل — تحقیر کردن

تحقیر کردنرد کردن با بی‌اعتناییاعتنا نکردن

چیزی یا کسی را با تحقیر یا بی‌اعتنایی رد کردن.

To reject with disdain or contempt.

«او پیشنهادهای او را با نگاهی سرد رد کرد.»

She spurned his advances with a cold look.

«آنها پیشنهاد کمک را رد کردند و ترجیح دادند خودشان انجام دهند.»

They spurned the offer of help, preferring to do it themselves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rejectرد کردن

رایج. یک اصطلاح کلی برای نپذیرفتن چیزی یا کسی است. می‌توان آن را جایگزین «spurn» کرد وقتی تحقیر برجسته نیست، اما فاقد مفهوم منفی قوی «spurn» است. «او پیشنهادش را رد کرد» درست است؛ «او پیشنهادش را با تحقیر رد کرد» قوی‌تر است.

Common. This is a general term for not accepting something or someone. It can replace 'spurn' when the disdain isn't emphasized, but lacks the strong negative connotation of 'spurn'. 'She rejected his offer' works; 'She spurned his offer' is stronger.

scornخوار شمردن

رسمی. مشابه «spurn» در نشان دادن تحقیر، اغلب به معنای حس عمیق‌تری از بی‌ارزشی است. اغلب می‌تواند جایگزین «spurn» در بافت‌های رد کردن اخلاقی یا فکری شود. «او نادانی آن‌ها را خوار شمرد» درست است، شبیه به «او نادانی آن‌ها را با تحقیر رد کرد».

Formal. Similar to 'spurn' in showing contempt, often implying a deeper sense of worthlessness. Can often replace 'spurn' in contexts of moral or intellectual dismissal. 'He scorned their ignorance' works, similar to 'He spurned their ignorance'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000