spurt

/spɜːrt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): spurtedpast participle (مفعولی): spurted-ing (حال): spurting3rd (سوم): spurts

فعل — فوران کردن

فوران کردنجوییدن

به ناگهان و با شدت برای مدت کوتاهی فوران کردن یا پمپاژ شدن.

To gush out suddenly and forcefully in a short burst.

«خون از زخم فوران کرد.»

Blood spurted from the wound.

«آب از لوله شکسته به شدت خارج شد.»

Water spurted out of the broken pipe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burstانفجار

روزمره. به رهایی ناگهانی مایع یا انرژی اشاره دارد؛ به جای spurt برای مایعات استفاده می‌شود اما کمتر برای موجودات زنده.

Common. Implies a sudden release, often of liquid or energy. Interchangeable with 'spurt' for fluids but less for living beings.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): spurts

اسم — انفجار

انفجارتندروی ناگهانی

انفجار ناگهانی و کوتاه مدت فعالیت یا سرعت.

A sudden and brief burst of activity or speed.

«او برای تمام کردن مسابقه یک تندروی ناگهانی کرد.»

She made a spurt to finish the race.

«موتور انفجاری از نیرو ایجاد کرد.»

The engine gave a spurt of power.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burstانفجار

روزمره. برای افزایش ناگهانی و کوتاه فعالیت یا سرعت جایگزین می‌شود.

Common. Interchangeable when meaning a sudden short increase in activity or speed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000