lull

/lʌl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): lulledpast participle (مفعولی): lulled-ing (حال): lulling3rd (سوم): lulls

فعل — آرام کردن

آرام کردنخواباندنتسکین دادن

معمولاً با صداها یا حرکات آرام‌بخش، کسی را آرام کردن یا به خواب بردن.

To calm or send to sleep, usually with soothing sounds or movements.

«مادر آواز خواند تا کودکش را به خواب ببرد.»

The mother sang to lull her baby to sleep.

«امواج ملایم او را به حالتی آرام فرو بردند.»

The gentle waves lulled him into a peaceful state.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sootheتسکین دادن

روزمره. بر تسکین پریشانی یا ناراحتی تأکید دارد، اغلب برای درد عاطفی یا جسمی استفاده می‌شود. 'تسکین دادن یک کودک گریان' شبیه 'خواباندن یک کودک' است.

Everyday. Emphasizes alleviating distress or discomfort, often used for emotional or physical pain. 'Soothe a crying baby' is similar to 'lull a baby to sleep'.

calmآرام کردن

روزمره. کسی یا چیزی را آرام و بدون آشفتگی کردن. گسترده‌تر از 'lull' است زیرا لزوماً به معنای خواب نیست. 'آرام کردن یک فرد عصبانی' درست است، اما 'لولی کردن یک فرد عصبانی' درست نیست.

Everyday. To make someone or something peaceful and free from agitation. Broader than 'lull' as it doesn't necessarily imply sleep. 'Calm an angry person' works, but 'lull an angry person' doesn't.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): lulls

اسم — آرامش موقت

آرامش موقتوقفه کوتاه

یک وقفه موقت در آرامش یا عدم فعالیت.

A temporary interval of quiet or lack of activity.

«آرامی کوتاهی در مکالمه ایجاد شد.»

There was a lull in the conversation.

«ما از یک آرامش کوتاه در طوفان لذت بردیم.»

We enjoyed a brief lull in the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pauseمکث

روزمره. یک توقف موقت در عمل یا گفتار. 'مکث کوتاهی در موسیقی.' اغلب در اشاره به یک استراحت کوتاه، با 'lull' قابل تعویض است.

Everyday. A temporary stop in action or speech. 'A brief pause in the music.' Often interchangeable with 'lull' when referring to a short break.

respiteمهلت

رسمی. یک دوره کوتاه استراحت یا رهایی از چیزی دشوار یا ناخوشایند. 'باران مهلتی کوتاه از گرما بخشید.' گاهی اوقات می‌تواند جایگزین 'lull' شود وقتی به معنای آرامش است.

Formal. A short period of rest or relief from something difficult or unpleasant. 'The rain offered a brief respite from the heat.' Can sometimes replace 'lull' when it implies relief.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000