mommy

mom·my/ˈmɑːmi/
noun (اسم)informalplural (جمع): mommies

اسم — مامان

مامانمامی

واژه‌ای غیررسمی که کودکان برای مادرشان به کار می‌برند.

A child's informal term for their mother.

«مامان، می‌توانم یک کلوچه داشته باشم؟»

Mommy, can I have a cookie?

«دختر کوچولو به سمت مامانش دوید.»

The little girl ran to her mommy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mamaمامان

غیررسمی، اغلب توسط کودکان خردسال استفاده می‌شود. شبیه 'mommy'، اما گاهی اوقات ممکن است کمی قدیمی‌تر یا مربوط به انگلیسی جنوب آمریکا تلقی شود. 'مامان، نگاه کن!' شبیه 'مامی، نگاه کن!' عمل می‌کند.

Informal, often used by very young children. Similar to 'mommy', but can sometimes be perceived as slightly more old-fashioned or Southern American English. 'Mama, look!' works similarly to 'Mommy, look!'.

momمامان

رایج، غیررسمی. اصطلاح غیررسمی استاندارد برای مادر، که هم توسط کودکان و هم بزرگسالان استفاده می‌شود. 'Mommy' عموماً برای کودکان کوچکتر است، 'Mom' برای استفاده گسترده‌تر. 'مامانم زنگ زد' برای بزرگسالان رایج‌تر از 'مامی‌ام زنگ زد' است.

Common, informal. The standard informal term for mother, used by both children and adults. 'Mommy' is generally for younger children, 'Mom' is for broader use. 'My mom called' is more common than 'My mommy called' for adults.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000