morbidly

mor·bid·ly/ˈmɔːrbɪdli/
morbidrelated to disease or death-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): morbidposition (جایگاه): end

قید — به طور مریض‌گونه

به طور مریض‌گونهبه صورت بیمارگونه

به گونه‌ای که به موضوعات ناخوشایند، ناسالم یا آزاردهنده به‌ویژه مرگ یا بیماری مربوط می‌شود.

In a way that relates to unpleasant, unhealthy, or disturbing topics, especially death or disease.

«او به طور مریض‌گونه درباره تصادف خندید.»

He laughed morbidly about the accident.

«کتاب مرگ را به صورت بیمارگونه توصیف می‌کند.»

The book describes death morbidly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000