muff

/mʌf/
1noun (اسم)commonplural (جمع): muffs

اسم — دستکش گرم

دستکش گرممِف

روکش گرم و لوله‌ای شکل برای دست‌ها که معمولاً از خز یا پارچه ساخته می‌شود.

A warm tubular covering for the hands, typically made of fur or fabric.

«او دست‌هایش را داخل دستکش گرم نرم قرار داد.»

She put her hands inside the fluffy muff.

«باد سرد باعث شد دستکش گرمش را بردارد.»

The cold wind made her reach for her muff.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): muffedpast participle (مفعولی): muffed-ing (حال): muffing3rd (سوم): muffs

فعل — اشتباه کردن

اشتباه کردنغلط گرفتن

اشتباه کردن، مخصوصاً در ورزش با بد گرفتن یا از دست دادن توپ.

To make a mistake, especially by mishandling or missing a catch in sports.

«او توپ را در بازی حساس از دست داد.»

He muffed the ball during the crucial play.

«فرصت گرفتن شغل را از دست نده.»

Don't muff your chance to get the job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
botchخراب کردن

غیررسمی. به انجام بد یا خرابکاری اشاره دارد، جایگزین زمانی که درباره اشتباه است اما نه اعمال عمدی.

Informal. Means to perform badly or bungled, interchangeable when describing mistakes but not intentional acts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000