در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مدل مویی که مو از جلو و کنار کوتاه و از پشت بلند است.
A hairstyle in which the hair is cut short at the front and sides, and long at the back.
«او در دهه ۸۰ میلادی مدل موی مالِت کلاسیک داشت.»
“He sported a classic mullet in the 80s.”
«کمدین برای اجرای خود کلاهگیسی با مدل موی مالِت پوشیده بود.»
“The comedian wore a wig with a mullet for his act.”
یک ماهی دریایی از خانواده کپورماهیان، معمولاً در آبهای معتدل و گرمسیری ساحلی یافت میشود و اغلب به عنوان غذا ارزشمند است.
A marine fish of the family Mugilidae, typically found in coastal temperate and tropical waters, often valued as food.
«آنها چندین کفال ماهی نزدیک ساحل گرفتند.»
“They caught several mullets near the shore.”
«کفال کبابی یک غذای محبوب در این منطقه است.»
“Grilled mullet is a popular dish in the region.”