mull

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/mʌl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): mulledpast participle (مفعولی): mulled-ing (حال): mulling3rd (سوم): mulls

فعل — اندیشیدن

اندیشیدنتفکر کردن

عمیق و طولانی درباره چیزی فکر کردن.

To think about something deeply and at length.

«او تمام شب درباره تصمیم فکر کرد.»

“He mulled over the decision all night.”

«قبل از پاسخ‌دادن، درباره ایده فکر کن.»

“Mull the idea before responding.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
ponder— تفکر کردن

رسمی. معنی مشابه، اغلب قابل جایگزینی.

Formal. Similar meaning, often interchangeable.

consider— در نظر گرفتن

رایج. کلی‌تر، گسترده‌تر از mull است.

Common. More general, broader than 'mull'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000