multifarious

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mul·ti·fa·ri·ous/ˌmʌltɪˈfeəriəs/
multi-manyfaribearing / carrying-ousfull of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more multifarioussuperlative (عالی): most multifarious

صفت — متنوع

متنوعگوناگونچندگانه

دارای بخش‌ها، عناصر یا شکل‌های بسیار و متنوع.

Having many varied parts, elements, or forms.

«موزه مجموعه‌ای متنوع از آثار هنری دارد.»

The museum has a multifarious collection of art.

«علایق او متنوع و گسترده است.»

Her interests are multifarious and wide-ranging.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diverseمتفاوت

متداول. تقریباً مترادف برای اشاره به تنوع.

Common. Nearly synonymous when referring to variety.

variedمتنوع

متداول. معنای مشابه در خصوص تفاوت و چندگانگی.

Common. Similar meaning concerning difference and multiplicity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000