music

mu·sic/ˈmjuːzɪk/
noun (اسم)common

اسم — موسیقی

موسیقیآهنگ

هنر ترتیب دادن صداها در زمان برای تولید یک قطعه دارای وحدت و پیوستگی.

The art of arranging sounds in time to produce a composition having unity and continuity.

«من عاشق گوش دادن به موسیقی کلاسیک هستم.»

I love listening to classical music.

«موسیقی می‌تواند احساسات قوی را برانگیزد.»

Music can evoke strong emotions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
melodyملودی

فنی/خاص. به دنباله‌ای از نت‌های تنها که از نظر موسیقی دلپذیر است، اشاره دارد. 'Music' کل شکل هنری است، 'melody' یک جزء آن است.

Technical/Specific. Refers to a sequence of single notes that is musically satisfying. 'Music' is the entire art form, 'melody' is one component.

tuneنغمه

غیررسمی/روزمره. به یک ملودی خاص، اغلب گیرا یا قابل تشخیص، اشاره دارد. گاهی اوقات می‌تواند در بافت‌های غیررسمی با «song» یا «music» به جای هم استفاده شود، مثلاً «play a tune».

Informal/Everyday. Refers to a specific melody, often catchy or recognizable. Can sometimes be used interchangeably with 'song' or 'music' in informal contexts, e.g., 'play a tune'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000