musses

mus·ses/ˈmʌsɪz/
noun (اسم)informalplural (جمع): musses

اسم — به‌هم‌ریختگی‌ها

به‌هم‌ریختگی‌هاآشفتگی‌ها

وضعیت‌ها یا شرایط آشفته یا نامرتب؛ جمع کلمه muss.

Confused or untidy situations or conditions; plural of muss.

«میز او پر از به‌هم‌ریختگی‌ها و آشفتگی‌ها بود.»

Her desk was covered in messes and musses.

«آن‌ها در طول برنامه وارد چند وضعیت نامرتب شدند.»

They got into several musses during the event.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000