در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
داستانی سنتی که به توضیح پدیدههای طبیعی یا اجتماعی میپردازد و معمولاً شامل خدایان یا قهرمانان است.
A traditional story explaining natural or social phenomena, often involving gods or heroes.
«یونانیان باستان اسطورههای زیادی درباره خدایانشان ساختند.»
“The ancient Greeks created many myths about their gods.”
«این افسانه توضیح میدهد که چگونه جهان خلق شده است.»
“The myth explains how the world was created.”
روزمره. معمولاً جایگزین myth میشود اما legend بیشتر به داستانهایی گفته میشود که بر اساس تاریخ هستند.
Everyday. Often interchangeable with 'myth' but 'legend' usually refers to stories believed to be based on historical events.
متداول. به داستانهای کوتاه با پند اخلاقی گفته میشود که معمولاً حیوانات دارند؛ همیشه جایگزین myth نیست.
Common. Refers to short stories with a moral, often involving animals; not always interchangeable with 'myth'.
باوری رایج اما نادرست یا غلط که بسیاری آن را میپذیرند.
A widely held but false belief or idea.
«این باور غلط رایج است که ماهی طلا حافظه سه ثانیهای دارد.»
“It's a common myth that goldfish have a three-second memory.”
«باور غلط درباره واکسنها که باعث بیماری میشوند کاملاً بیاساس است.»
“The myth about vaccines causing illness is completely false.”
متداول. به ایده نادرست گفته میشود، اغلب در زمینههای آموزشی؛ جایگزین این معنی myth میشود.
Common. Refers to an incorrect idea, often used in educational contexts; interchangeable with this sense of 'myth'.
رسمی. به باور نادرست ناشی از استدلال ناصحیح گفته میشود؛ شبیه myth اما کمی تخصصیتر.
Formal. Refers to a mistaken belief based on faulty reasoning; similar but slightly more technical than 'myth' in this sense.