nagging

nag·ging/ˈnæɡɪŋ/
adjective (صفت)common

صفت — آزاردهنده مکرر

آزاردهنده مکررداخلی

مداوم و آزاردهنده، معمولاً درباره شکایت یا انتقادهای پی‌درپی

Persistent and annoying, often referring to repeated complaining or criticism.

«او سرفه‌ای مداوم و آزاردهنده دارد.»

She has a nagging cough that won't stop.

«سوالات مکرر و خسته‌کننده‌اش همه را آزرد.»

His nagging questions irritated everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistentسرسخت

روزمره. وقتی پافشاری مدنظر است می‌تواند جایگزین باشد اما persistent حالت بی‌طرف دارد و nagging ناخوشایند است.

Common. Interchangeable when emphasizing continuation, but 'persistent' is neutral, 'nagging' implies annoyance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000