nag

/næɡ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): naggedpast participle (مفعولی): nagged-ing (حال): nagging3rd (سوم): nags

فعل — غر زدن

غر زدنچشم‌غره رفتن

به‌طور مکرر و ناخواسته کسی را اذیت یا انتقاد کردن.

To annoy or criticize repeatedly in a way that is persistent and unwanted.

«او مرتب غر زد که اتاقش را مرتب کند.»

She nagged him to clean his room.

«سر تکالیفم به من غر نزن.»

Don't nag me about my homework.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pesterآزار دادن

متداول است. معنی و کاربرد بسیار مشابه دارد و معمولاً قابل جایگزینی است.

Common. Very similar meaning and use, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000