nana

na·na/ˈnænə/
noun (اسم)commonplural (جمع): nanas

اسم — مادربزرگ

مادربزرگننه

کلمه‌ای محبت‌آمیز از زبان کودکان برای مادربزرگ.

A child's affectionate term for grandmother.

«ننه‌ام کوکی‌های مورد علاقه‌ام را پخت.»

Nana baked my favorite cookies.

«این آخر هفته می‌خواهم به دیدن ننه‌ام بروم.»

I’m going to visit my nana this weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grandmaمامان‌بزرگ

روزمره. جایگزین نانا برای مادربزرگ است ولی کمی رسمی‌تر و رایج‌تر است.

Everyday. Interchangeable with 'nana' as a grandmother term, but 'grandma' is slightly more formal and widespread.

grannyمادربزرگ

غیررسمی. مشابه نانا اما صمیمی‌تر یا منطقه‌ای است؛ بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است.

Informal. Similar to 'nana' but can sound more playful or rustic; common in British English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000