nasally

nas·al·ly/ˈneɪ.zə.li/
nasalrelated to the nose-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): nasalposition (جایگاه): middle

قید — از راه بینی

از راه بینیصدای بینی

به طریقی که صدا انگار از طریق بینی خارج می‌شود.

In a way that sounds as if the voice is coming through the nose.

«به‌خاطر سرماخوردگی صدایش از راه بینی بود.»

He spoke nasally due to his cold.

«صدای خواننده در ضبط به صورت بینیایی به نظر می‌رسید.»

The singer's voice sounded nasally on the recording.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000