navigation

nav·i·ga·tion/ˌnæv.ɪˈɡeɪ.ʃən/
noun (اسم)common

اسم — ناوبری

ناوبریجهت‌یابی

فرایند یا مهارت پیدا کردن مسیر یا جهت به سوی مقصد.

The process or skill of finding a route or direction to a destination.

«جی‌پی‌اس در مکان‌های ناآشنا به جهت‌یابی کمک می‌کند.»

GPS helps with navigation in unfamiliar places.

«بدون نقشه جهت‌یابی دشوار بود.»

Navigation was difficult without a map.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pilotageخلبانی

فنی. اشاره خاص به ناوبری کشتی یا هواپیما دارد.

Technical. Refers specifically to navigating ships or planes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000