در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزار کوچک و نازک نوکتیز که برای خیاطی استفاده میشود.
A small, thin pointed tool used for sewing.
«او به دقت نخ را از سوزن رد کرد.»
“She threaded the needle carefully.”
«سوزن هنگام خیاطی شکست.»
“The needle broke while sewing.”
رایج است. ابزار مشابه ولی معمولاً بزرگتر و برای وصل کردن است نه دوختن؛ کمتر قابل جایگزینی است.
Common. Similar tool but usually larger and used for fastening, not sewing; less interchangeable.
عصبانی کردن یا عمداً اذیت کردن کسی.
To annoy or deliberately tease someone.
«او دوست داشت خواهرش را درباره سلیقهاش در موسیقی اذیت کند.»
“He liked to needle his sister about her taste in music.”
«دست از اذیت کردن من بردار؛ خندهدار نیست.»
رایج است و به شوخی اذیت کردن کسی اشاره دارد؛ در موقعیتهای غیررسمی با needle قابل جایگزینی است.
Common. To make fun of someone playfully or to annoy; often interchangeable with ‘needle’ in informal contexts.
رسمی/غیررسمی است و به عمداً ایجاد ناراحتی یا خشم اشاره دارد، از needle قویتر است.
Formal/informal. To deliberately cause annoyance or anger, somewhat stronger than ‘needle’.