needle

need·le/ˈniːdl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): needles

اسم — سوزن

سوزن

ابزار کوچک و نازک نوک‌تیز که برای خیاطی استفاده می‌شود.

A small, thin pointed tool used for sewing.

«او به دقت نخ را از سوزن رد کرد.»

She threaded the needle carefully.

«سوزن هنگام خیاطی شکست.»

The needle broke while sewing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pinسنجاق

رایج است. ابزار مشابه ولی معمولاً بزرگ‌تر و برای وصل کردن است نه دوختن؛ کمتر قابل جایگزینی است.

Common. Similar tool but usually larger and used for fastening, not sewing; less interchangeable.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): needledpast participle (مفعولی): needled-ing (حال): needling3rd (سوم): needles

فعل — آزار دادن

آزار دادنآزردن

عصبانی کردن یا عمداً اذیت کردن کسی.

To annoy or deliberately tease someone.

«او دوست داشت خواهرش را درباره سلیقه‌اش در موسیقی اذیت کند.»

He liked to needle his sister about her taste in music.

«دست از اذیت کردن من بردار؛ خنده‌دار نیست.»

Stop needling me; it’s not funny.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teaseآزردن

رایج است و به شوخی اذیت کردن کسی اشاره دارد؛ در موقعیت‌های غیررسمی با needle قابل جایگزینی است.

Common. To make fun of someone playfully or to annoy; often interchangeable with ‘needle’ in informal contexts.

provokeبرانگیختن

رسمی/غیررسمی است و به عمداً ایجاد ناراحتی یا خشم اشاره دارد، از needle قوی‌تر است.

Formal/informal. To deliberately cause annoyance or anger, somewhat stronger than ‘needle’.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000