needling

need·ling/ˈniːdlɪŋ/
needlea slender pointed implement-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — نیش زدن

نیش زدناذیت کردن

عمل آزار دادن یا اذیت کردن مکرر کسی با حرف یا رفتار.

The act of provoking or teasing someone persistently.

«نیش و کنایه‌هایش نهایتاً عصبانی‌اش کرد.»

His needling finally made her lose patience.

«نمی‌توانست به حرف‌های نیش‌دارش بی‌توجه باشد.»

She could not ignore his needling comments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teasingطعنه زدن

غیررسمی. در موقعیت‌های غیررسمی وقتی کسی را پیوسته اذیت یا مسخره می‌کنند جایگزین خوبی است.

Informal. Can replace 'needling' in casual contexts when irritating or mocking someone continuously.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000