past (گذشته):neededpast participle (مفعولی):needed-ing (حال):needing3rd (سوم):needs
نیاز داشتناحتیاج داشتن
به چیزی نیاز داشتن چون ضروری یا بسیار مهم است، نه فقط مطلوب.
Require (something) because it is essential or very important rather than just desirable.
«باید به بانک بروم.»
“I need to go to the bank.”
«گیاهان برای رشد به آب نیاز دارند.»
“Plants need water to grow.”
تفاوت با واژههای مشابه
require— لازم داشتن (رسمی. قابل جایگزینی با 'need' اما اغلب به یک ضرورت رسمیتر یا الزامیتر اشاره دارد.) مثلاً: This job requires attention to detail (این شغل به توجه به جزئیات نیاز دارد) یا This job needs attention to detail. 'Require' کمتر شخصی است. 'Require' معمولاً در بافتهای رسمی، قانونی یا فنی استفاده میشود و بر ضرورت یا الزام تأکید دارد. 'The law requires you to wear a seatbelt'.
demand— تقاضا کردن/خواستن (روزمره. میتواند جایگزین 'need' شود وقتی نیاز قوی و ضروری است و اغلب به اصرار اشاره دارد.) مثلاً: The situation demands immediate action (وضعیت اقدام فوری را میطلبد) یا The situation needs immediate action. 'Demand' بیانگر یک نیاز یا خواسته بسیار قوی و اغلب بدون انعطاف است. 'The protestors demanded justice'.
necessity— ضرورت (رسمی. قابل جایگزینی با 'need' اما اغلب به یک نیاز اساسیتر یا اجتنابناپذیر اشاره دارد.) مثلاً: Food is a basic necessity (غذا یک ضرورت اساسی است) یا Food is a basic need. 'Necessity' قویتر است. 'Necessity' یک نیاز اجتنابناپذیر یا اساسی را بیان میکند. 'Clean water is a necessity of life'.
requirement— الزام/شرط (رسمی/فنی. به چیزی که به طور رسمی خواسته یا مورد انتظار است، اشاره دارد.) مثلاً: Meeting the requirements (برآورده کردن الزامات) در مقابل Meeting the needs (برآورده کردن نیازها). 'Requirement' بیشتر برای شرایط رسمی یا مشخص استفاده میشود. 'Admission requirements'.