lacks

/læks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lackedpast participle (مفعولی): lacked-ing (حال): lacking3rd (سوم): lacks

فعل — نداشتن

نداشتنفاقد بودنکم داشتن

چیزی که لازم یا خواسته شود را نداشتن.

Does not have something needed or wanted.

«برنامه فاقد جزئیات است.»

The plan lacks detail.

«او تجربه لازم برای آن شغل را ندارد.»

She lacks experience for the job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
missesاز دست دادن

غیررسمی. گاهی قابل تعویض است اما معمولاً دلالت بر فقدان یا حسرت دارد.

Informal. Can sometimes be used interchangeably but often implies regret or absence.

needsنیاز داشتن

رسمی‌تر، نیاز را به جای فقدان ساده نشان می‌دهد.

More formal, highlights requirement rather than simple absence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000