nestle
فعل — لانه کردن
آرام و راحت در جایی یا در کنار چیزی قرار گرفتن
To settle or lie comfortably within or against something
«کلبه در میان درختان بلند کاج جا خوش کرده است.»
“The cabin nestles among the tall pine trees.”
«او بچه را به آرامی نزدیک سینهاش نگاه داشت.»
“She nestled the baby close to her chest.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. بیشتر برای انسان و حیوانات به کار میرود و نزدیکی و راحتی را نشان میدهد.
Informal. Emphasizes closeness and comfort, mainly for people or animals.
غیررسمی. روی نزدیکی محبتآمیز تمرکز دارد، کمتر مربوط به مکان.
Informal. Focuses on affectionate closeness, less about location.
متضادها
اسم — لانه
محل یا ساختمانی که پرندگان یا حیوانات برای گذاشتن تخم یا بزرگ کردن جوجهها درست میکنند
A structure or place where birds or animals lay eggs or raise their young
«پرنده پس از جمعآوری غذا به لانهاش بازگشت.»
“The bird returned to its nestle after gathering food.”
«آنها یک لانه پر از تخم در درخت پیدا کردند.»
“They found a nestle in the tree filled with eggs.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج برای پستانداران وگاه مخفیگاه انسانها.
Common. Usually for mammals and sometimes for people’s hiding places.