neurobiological

neu·ro·bi·o·log·i·cal/ˌnjʊərəʊˌbaɪəˈlɒdʒɪkəl/
neuro-related to nerves or the nervous systembiolifelogstudy-icalrelated to
adjective (صفت)technical

صفت — عصبی زیستی

عصبی زیستینوروبیولوژیکی

مربوط به زیست‌شناسی دستگاه عصبی.

Relating to the biology of the nervous system.

«تحقیقات نوروبیولوژیکی به درک عملکرد مغز کمک می‌کند.»

Neurobiological research helps us understand brain functions.

«مطالعه روی دلایل نوروبیولوژیکی رفتار تمرکز دارد.»

The study focuses on neurobiological causes of behavior.

تفاوت با واژه‌های مشابه
neurologicalعصبی

رسمی. بیشتر به کل دستگاه عصبی اشاره دارد ولی در علوم می‌تواند هم‌معنا باشد.

Formal. Refers more broadly to the nervous system but can overlap in scientific contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000