در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
درد شدید و تیز در طول یک عصب یا اعصاب.
Intense, sharp pain along a nerve or nerves.
«او از درد عصبی صورت رنج میبرد.»
“He suffers from facial neuralgia.”
«نورالژیا میتواند باعث دردهای ناگهانی و شدید شود.»
“Neuralgia can cause sudden stabbing pains.”