nitpicking

nit·pick·ing/ˈnɪtpɪkɪŋ/
nitpickto find small or insignificant faults-ingpresent participle
noun (اسم)informal

اسم — کوچک‌گیری

کوچک‌گیریذره‌بینی

عمل پیدا کردن ایرادهای کوچک و انتقاد از جزئیات کم‌اهمیت.

The act of finding trivial faults or criticizing minor details.

«از کوچک‌گیری دست بردار و تصویر کلی را ببین.»

Stop the nitpicking and see the bigger picture.

«کوچک‌گیری او همه اعضای تیم را ناراحت کرد.»

Her nitpicking annoyed everyone in the team.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000