notched

/nɒtʃt/
notcha small cut or groove-edpast tense suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more notchedsuperlative (عالی): most notched

صفت — دارای شکاف

دارای شکافدارای برش

دارای برش یا فرورفتگی کوچک معمولا روی لبه یا سطح.

Having a small cut or indentation, usually on an edge or surface.

«تیغه به‌خاطر استفاده دارای شکاف شده بود.»

The blade was notched from use.

«لبه شکاف‌دار به گرفتن بهتر ماده کمک می‌کند.»

A notched edge helps grip the material.

تفاوت با واژه‌های مشابه
serratedدندانه‌دار

رایج. مشابه ولی serrated دندانه‌های زیاد است.

Common. Similar but serrated implies many small notches in a row.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000