nuthouse

nut·house/ˈnʌthaʊs/
nuta crazy person (slang)housea building for living
1noun (اسم)slangplural (جمع): nuthouses

اسم — تیمارستان

تیمارستاندیوانه‌خانه

یک اصطلاح عامیانه برای آسایشگاه روانی یا بیمارستان روانپزشکی.

A slang term for a mental institution or psychiatric hospital.

«آنها تهدید کردند که اگر او رفتار خوبی نداشته باشد، او را به تیمارستان می‌فرستند.»

They threatened to send him to the nuthouse if he didn't behave.

«اینجا با این همه ایده‌های دیوانه یک دیوانه‌خانه است.»

This place is a nuthouse with all these crazy ideas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
asylumآسایشگاه روانی

تاریخی/رسمی. از نظر تاریخی برای موسسات بیماران روانی استفاده می‌شد، اکنون اغلب دارای مفاهیم منفی است یا به مکانی برای پناهندگی اشاره دارد. 'آسایشگاه روانی' هنوز قابل درک است اما کمتر از 'بیمارستان روانپزشکی' رایج است.

Dated/Formal. Historically used for institutions for the mentally ill, now often carries negative connotations or refers to a place of refuge. 'Mental asylum' is still understood but less common than 'psychiatric hospital'.

madhouseدیوانه‌خانه

غیررسمی/عامیانه. مشابه nuthouse، همچنین یک اصطلاح غیررسمی و بالقوه توهین‌آمیز برای یک موسسه روانی یا یک مکان پر هرج و مرج. 'دفتر امروز دیوانه‌خانه بود.'

Informal/Slang. Similar to 'nuthouse', also an informal and potentially offensive term for a mental institution, or a chaotic place. 'The office was a madhouse today.'

2noun (اسم)informalplural (جمع): nuthouses

اسم — شلوغ‌بازار

شلوغ‌بازارجای پر هرج و مرج

مکانی پر از بی‌نظمی شدید، سردرگمی یا فعالیت‌های دیوانه‌وار.

A place of extreme disorder, confusion, or wild activity.

«وقتی معلم رفت، کلاس تبدیل به شلوغ‌بازار شد.»

The classroom became a nuthouse when the teacher left.

«اینجا همیشه در طول تعطیلات یک جای پر هرج و مرج است.»

It's always a nuthouse around here during the holidays.

تفاوت با واژه‌های مشابه
madhouseجای پر هرج و مرج

غیررسمی/روزمره. در این معنی بسیار شبیه nuthouse است، به محیطی پر هرج و مرج اشاره دارد. 'خانه بعد از مهمانی دیوانه‌خانه بود.'

Informal/Everyday. Very similar to 'nuthouse' in this sense, referring to a chaotic environment. 'The house was a madhouse after the party.'

chaosهرج و مرج

رایج. به بی‌نظمی و سردرگمی کامل اشاره دارد. 'شهر پس از زلزله در هرج و مرج بود.' کلی‌تر و رسمی‌تر از nuthouse.

Common. Refers to complete disorder and confusion. 'The city was in chaos after the earthquake.' More general and formal than 'nuthouse'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000