obscured

ob·scured/əbˈskjʊrd/
ob-against, overscuredark, hidden
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more obscuredsuperlative (عالی): most obscured

صفت — مبهم

مبهمپوشیدهمحو شده

پنهان شده یا سخت دیدنی یا فهمیدنی.

Hidden or made difficult to see or understand.

«ماه توسط ابرها پوشیده شده بود.»

The moon was obscured by clouds.

«معنای او با زبان پیچیده مبهم شد.»

His meaning was obscured by complicated language.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hiddenپنهان

رایج. یعنی دیده نمی‌شود یا مخفی است؛ وقتی به چیز پنهان اشاره دارد قابل جایگزین است.

Common. Means not visible or concealed; interchangeable when referring to something not visible.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000