observatory

ob·ser·va·to·ry/əbˈzɜːrvətɔːri/
observeto watch carefully-atoryplace for
noun (اسم)commonplural (جمع): observatories

اسم — رصدخانه

رصدخانه

ساختمان یا مکانی برای مشاهده پدیده‌های نجومی یا هواشناسی

A building or place for observing astronomical events or weather

«رصدخانه دوربین‌های قدرتمندی دارد.»

The observatory has powerful telescopes.

«دانشمندان در رصدخانه کوهستانی کار می‌کنند.»

Scientists work at the mountain observatory.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000