observative

ob·ser·va·tive/əbˈzɜːrvətɪv/
observeto watch, notice-ativehaving the nature of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more observativesuperlative (عالی): most observative

صفت — مشاهده‌گر

مشاهده‌گردارای قدرت مشاهده

ویژگی کسی که با دقت به چیزها توجه می‌کند.

Characterized by careful observation; attentive to details.

«او دارای چشم تیزبین برای جزئیات است.»

She has an observative eye for detail.

«رویکرد مشاهده‌ای در مطالعات علمی اهمیت دارد.»

An observative approach is key in scientific studies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observantباهوش در مشاهده

رایج. به معنی دقت زیاد در مشاهده، اغلب قابل جایگزینی.

Common. Means paying close attention, often used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000