obsequious

ob·se·qui·ous/əbˈsiːkwiəs/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more obsequioussuperlative (عالی): most obsequious

صفت — مریض‌وار مطیع

مریض‌وار مطیعچاپلوس

بیش‌ازحد مشتاق خوشایند کردن یا چاپلوسی؛ بسیار فرمانبردار.

Excessively eager to please or flatter; overly submissive.

«رفتار چاپلوسانه‌اش همه را ناراحت کرد.»

His obsequious manner annoyed everyone.

«او تعظیمی چاپلوسانه به رئیس کرد.»

She gave an obsequious bow to the boss.

تفاوت با واژه‌های مشابه
servileبرده‌صفت

رسمی. تاکید بر فرمانبرداری بیش‌ازحد و فقدان استقلال.

Formal. Highlights excessive submissiveness and lack of independence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000