در حال آمادهسازی واژه...
بدون بو بودن.
Having no smell.
«محلول بیبو بود.»
“The solution was odourless.”UKUS
«او صابون بدون بو را ترجیح میدهد.»
“He prefers odourless soap.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000
متداول. به معنی بدون عطر افزوده شده؛ در بسیاری موارد جایگزین odourless است.
Common. Means no added fragrance; interchangeable in many contexts.