off the cuff

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf ðə kʌf/
phrase (عبارت)common

عبارت — بداهه

بداههفی‌البداهه

بدون برنامه‌ریزی یا آمادگی قبلی و به‌صورت بداهه.

Without planning or preparation; said or done spontaneously.

«او سخنرانی بداهه‌ای کرد.»

He gave an off-the-cuff speech.

«آن حرف را فی‌البداهه زدم.»

I made that comment off the cuff.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000