adjective (صفت)common
صفت — روغنکاری شده
روغنکاری شدهمرطوب شده با روغن
پوشیده شده یا آغشته به روغن.
Covered or treated with oil.
«قطعات دستگاه به درستی روغنکاری شدند.»
“The machine parts were oiled properly.”
«موهایش روغنکاری شده و براق به نظر میرسید.»
“His hair looked oiled and shiny.”
تفاوت با واژههای مشابه
lubricated— روغنکاری شده
رایج. معنای مشابه، به معنی کاهش اصطکاک.
Common. Similar meaning, implies reduction of friction.