omniscience

om·ni·science/ɒmˈnɪʃəns/
omni-allscito know-encestate or quality
noun (اسم)formal

اسم — دانایی مطلق

دانایی مطلقعلم لایتناهیهمه‌چیزدانی

حالتی از داشتن دانش بی‌پایان و دانستن همه چیز.

The state of knowing everything; infinite knowledge.

«دانایی مطلق الهی یک مفهوم اصلی در بسیاری از ادیان است.»

Divine omniscience is a core concept in many religions.

«هیچ انسانی نمی‌تواند ادعای همه‌چیزدانی کند.»

No human can claim omniscience.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000