omnipotent

om·nip·o·tent/ɒmˈnɪpətənt/
omni-allpotentpowerful
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more omnipotentsuperlative (عالی): most omnipotent

صفت — نامحدودالقوه

نامحدودالقوهقدرتمند مطلق

دارای قدرت بی‌نهایت و توانایی انجام هر کاری.

Having unlimited power and able to do anything.

«در بسیاری از ادیان خداوند همه‌قدرت توصیف شده است.»

The deity is described as omnipotent in many religions.

«یک حاکم قدرتمند مطلق همه چیز را کنترل می‌کند.»

An omnipotent ruler controls everything.

تفاوت با واژه‌های مشابه
almightyقدرتمند مطلق

رسمی/دینی. مترادفی که بر قدرت مطلق تأکید دارد.

Formal/religious. A synonym focusing on supreme power.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000