on hand
/ɑn hænd/
عبارت — دم دست
دم دستموجود
در دسترس و آماده استفاده در زمان نیاز بودن.
Available and ready to be used when needed.
«یک جعبه کمکهای اولیه دم دست نگه دار.»
“Keep a first-aid kit on hand.”
«غذای کافی موجود داریم.»
“We have enough food on hand.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — حاضر
حاضردر محل
برای کمک یا شرکت کردن در جایی حاضر بودن.
Present at a place to help or take part.
«پس از حادثه پزشکان در محل حاضر بودند.»
“Doctors were on hand after the accident.”
«کارکنان برای پاسخ دادن به پرسشها حاضر خواهند بود.»
“Staff will be on hand to answer questions.”