on someone's radar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on some·one's ra·dar/ɑn ˈsʌmwʌnz ˈreɪdɑr/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در نظرِ کسی بودن

در نظرِ کسی بودندر رادارِ توجهِ کسی بودن

در حوزهٔ توجه و آگاهی کسی قرار داشتن.

known to someone and receiving their attention or consideration

«آن محله در گزینه‌های من نیست.»

That neighborhood is not on my radar.

«شهردار حالا از این موضوع باخبر است و به آن توجه دارد.»

The issue is now on the mayor's radar.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000