on the fly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə flaɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در حین انجام کار

در حین انجام کاربداهه

هم‌زمان با انجام کار و بدون آمادگی یا برنامه‌ریزی قبلی.

while doing something, without planning or preparation beforehand

«تصمیم را همان‌جا و بی‌مقدمه گرفتیم.»

We made the decision on the fly.

«او در حین کار واژه‌های تازه را یاد می‌گیرد.»

She learns new words on the fly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000