once established

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

once es·tab·lished/wʌns ɪˈstæblɪʃt/
phrase (عبارت)common

عبارت — پس از تثبیت شدن

پس از تثبیت شدنوقتی جا افتاد

پس از آن‌که چیزی به‌طور محکم ایجاد، پذیرفته یا ثابت شد.

After something has been firmly created, accepted, or proved.

«پس از تثبیت شدن، تغییر این قانون دشوار بود.»

Once established, the rule was hard to change.

«وقتی اعتماد جا بیفتد، می‌تواند سریع رشد کند.»

Once established, trust can grow quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000