operations

op·er·a·tions/ˌɒpəˈreɪʃənz/
operwork, activity-ationprocess or act-splural
1noun (اسم)commonplural (جمع): operations

اسم — عملیات

عملیاتاقدامات

فعالیت‌ها یا اقدام‌های برنامه‌ریزی‌شده برای رسیدن به هدف، به‌ویژه در امور نظامی یا کسب‌وکار.

Planned activities or actions to achieve a goal, especially military or business tasks.

«آن‌ها عملیات‌هایی برای توسعه کسب‌وکار برنامه‌ریزی کردند.»

They planned operations to expand the business.

«نیروهای نظامی عملیات نجات انجام دادند.»

The military conducted rescue operations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
missionsماموریت‌ها

رسمی/نظامی. تمرکز بر وظایف مشخص با اهداف خاص، معمولاً در دفاع یا کسب‌وکار.

Formal/military. Focus on tasks assigned with specific objectives, often in defense or business.

proceduresروندها

عمومی‌تر. به روش‌های تثبیت‌شده اشاره دارد تا وظایف هدفمند.

More general. Refers to established methods rather than purposeful tasks.

2noun (اسم)commonplural (جمع): operations

اسم — عمل جراحی

عمل جراحیجراحی

روش‌های جراحی که برای درمان آسیب‌ها یا بیماری‌ها روی بدن انجام می‌شود.

Surgical procedures performed on the body to treat injuries or diseases.

«بیمار پارسال دو عمل جراحی داشت.»

The patient had two operations last year.

«عمل جراحی موفقیت‌آمیز بود.»

The operation was successful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surgeryجراحی

اصطلاح پزشکی. در زمینه پزشکی با «operation» قابل جایگزینی است.

Medical term. Interchangeable with 'operation' in medical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000