operatively

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

op·er·a·tive·ly/ˈɒpərətɪvli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): operativeposition (جایگاه): end

قید — به طور کارا

به طور کاراموثرانه

به طریقی که کارایی دارد یا موثر است.

In a way that is functioning or effective.

«سیستم تحت فشار به طور مؤثر کار می‌کند.»

The system works operatively under pressure.

«در عمل، دستگاه بدون مشکل کار کرد.»

Operatively, the machine ran without fault.

تفاوت با واژه‌های مشابه
effectivelyموثرانه

رایج. در زمینه‌های کارایی و عملکرد قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in contexts about efficiency or function.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000