orb

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔːrb/
noun (اسم)commonplural (جمع): orbs

اسم — کره

کرهگُرد

یک شی کروی یا کره‌ای، معمولاً نمادین

A spherical object or globe, often symbolic

«شاه کره‌ای را به عنوان نماد قدرت در دست داشت.»

“The king held an orb as a symbol of power.”

«ماه به عنوان کره‌ی درخشان در آسمان دیده می‌شود.»

“The moon is seen as a glowing orb in the sky.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
sphere— کره

رایج. هر شیء کروی سه‌بعدی را می‌گوید.

Common. Refers to any perfectly round three-dimensional object.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000